در حال بارگیری...
۲۸ فروردین

بانکداری شرکتی در جهان در سال ۲۰۱۸: دستیابی به موفقیت از طریق دیجیتالی شدن

فناوری دیجیتال، بازسازی ساختارهای بانکداری خرد را سال­ها پیش شروع کرد اما بسیار دیرتر بانکداری شرکتی را به تغییر واداشت. تحول دیجیتال در نهایت سراغ بانکداری شرکتی آمد و بانکداران، خود را در مقابل فشار قابل توجه برای اقدام یافتند. این تحولات با ظهور رقبای جدید مانند فین تک­های دیجیتالی که راهکارهای نوآورانه­ای همچون انتقال کم هزینه وجوه یا راهکارهای تأمین مالی زنجیره تأمین را در پاسخ به انتظارات مشتریان عرضه کردند، شروع شد. 

بانک‌های شرکتی نیاز دارند تحولات دیجیتالی رو به عقب[۱] را بر عهده بگیرند

برای استمرار این پیشرفتها، بانک‌های شرکتی باید تحولات دیجیتال رو به عقب را در دستور کار خود بگذارند. تنها بانک‌هایی که واقعاً تحولات چالش برانگیز را مدیریت کنند، باقی خواهند ماند و رشد می­کنند. در موج اول پذیرش دیجیتال، بسیاری از بانک‌های شرکتی اقدامات دیجیتال ناهماهنگی را انجام دادند. اما اکنون در موج دوم، بانکها نیاز دارند افق روشنی از چگونگی تکامل بانکداری شرکتی از طریق طرح اقدامات دیجیتال مناسب را ترسیم کنند. با توسعه چشم اندازی بعنوان راهنما، بانک‌ها می توانند بر روی چهار اولویت زیر متمرکز شوند:

  • باز تعریف سفر مشتری
  • درک قدرت داده­ها
  • باز تعریف مدل عملیاتی
  • ایجاد یک سازمان دیجیتال محور

بانک‌های شرکتی برای خلق ارزش رقابت می­کنند

چالش‌های تحول دیجیتال بانک‌های شرکتی با در نظر گرفتن پیچیدگی سیستم­های فناوری اطلاعات منسوخ بانک‌ها، مقاومت­های فرهنگی و نیاز به سرمایه­گذاری قابل توجه و کاهش سودآوری آنها، پیچیده است. بطور کلی، موضوعات پیش‌روی بانکداری شرکتی بصورت زیر خواهد بود:

  • توجه به محصولات غیر پرداخت
  • مدیریت دقیق حاشیه­های درآمدی تسهیلات
  • سرمایه‌گذاری برای فروش
  • تمایل به هزینه کردن در مواقع مهم

ضرورت دیجیتال

موارد پیش گفته تنها شکل بانکها را عوض نمی­کند؛ بلکه، آنها را به سمت دیجیتالی کردن کل سازمانشان بمنظور کسب هزینه­های پایین تر، بهبود خدمات مشتری، و حفظ مزیت رقابتی­شان سوق می­دهد. در واقع، اغلب پیشگامان صنعت بیش از میانگین از نتایج بهره برده­اند، چرا که آنها دیجیتال­سازی را آغاز کرده­اند. تنوع نیروهایی که چرخش به سمت دیجیتالی کردن را اجتناب ناپذیر کرده­اند، مواردی نظیر آنچه در ذیل برمی شماریم است:

  • مشتریان شرکتی سریعاً عملیاتشان را دیجیتالی می­کنند و انتظار دارند به همین شکل با بانک‌ها تعامل داشته باشند.
  • ابزارهای جدید دیجیتال ظهور می­یابند، اما فقط سازمان‌های دیجیتال می­توانند از آنها استفاده کنند.
  • دیجیتال سازی تکانه خود را ایجاد می­کند. دیجیتال­سازی بیشتر زنجیره ارزش بانکداری سنتی را می­شکند و نقطه عطف برای بازیگران جدید و مدل­های کسب و کار ایجاد می کند.
  • شرکت‌های فین تک با تکیه بر استعداد و سرمایه­گذاری، که تغییر و نوآوری را تسهیل می کنند، ایجاد می­شوند و به بانک‌ها برای رقابت بیشتر فشار می­آورند.

اگرچه دیجیتال‌سازی یک ضرورت است، اما بانک‌ها باید در مواجهه با چالش­های آن هم دقت کنند.

مسیرهای بالقوه پیشرفت

امروزه عمده بانک‌های شرکتی مدل­های کسب و کار پایه­ مشابهی دارند. اما در آینده، مجموعه انتخاب‌های گوناگونی عرضه خواهد شد. یکی از این مسیرها، استمرار تمرکز بر عرضه محصولات و خدمات در بانک‌ها است. برای حصول موفقیت، بانک‌ها به عرضه ارزش­های رقابتی در تمام محصولات، خدمات و بخش‌هایشان نیاز دارند و باید عملیاتشان را بسیار کارا و اثر بخش انجام دهند. مسیر دیگر برای یک بانک استفاده از اهرم نفوذ یک مؤلفه کسب و کار است که در صنعت مشخصی برتری دارد، و ایجاد یک زیست بوم دیجیتال که بطور کامل آن بخش را پوشش می‌دهد. یک راه دیگر نیز وجود دارد، سرمایه‌گذاری در توسعه یک پیکره دیجیتال بسیار کارآمد که مشتریان شرکتی می­توانند به مجموعه­ گسترده­ای از راهکارهای بانکی از طریق آن دسترسی داشته باشند.

نقشه­راهی برای آینده

هر برنامه دیجیتال‌سازی بانکداری شرکتی باید با در نظر گرفتن چالش­های ویژه هر سازمان، منحصر به­فرد باشد. اما برنامه­های موفق دیجیتال سازی عمدتاً بر ارکان پیش­گفته بنا می شوند.

  برای باز تعریف مسیر سفر مشتری، بانک‌ها باید به تمرکز بیشتر بر زمان و منابع در سه حوزه کلیدی زیر، تمایل پیدا کنند.

  • مرکزیت مشتری. بانک‌های شرکتی باید فرآیندها را از دیدگاه مشتریان تا عرضه یک تجربه منحصر بفرد دیجیتال در سراسر مسیر حرکت امور مشتری بازطراحی کنند.
  • فناوری نوآورانه. بانک‌های شرکتی باید به فراتر از مرزهای صنعت خود فکر کنند و فناوری­های پیشرفته­ای چون هوش مصنوعی و رباتیک را جایگزین بخشی از زیرساخت­ هایشان کنند.
  • بهینه سازی فرآیند پایان-به-پایان. بمنظور پایین نگه داشتن هزینه­ها، بانک‌های شرکتی هرجا که ممکن باشد، باید خودکار شوند.

داده کاوی می­تواند به بانک‌ها برای باز تعریف خودشان بعنوان شرکایی که راهکارهای متناسب را به مشتریان عرضه می­کنند، بسیار کمک‌رسان باشد. بانک‌ها می­توانند از داده­ها برای بهبود عملکردشان در چند حوزه کلیدی زیر استفاده کنند:

  • هدف­گذاری مشتری. استفاده از پایگاه‌های داده­ و تحلیل­های آینده­نگرانه برای اولویت بندی مشتریان.
  • مشارکت. کشف فرصت‌های جدید کسب­­و­کار با مشتریان موجود.
  • نگهداری. شناسایی مشتریان در خطر ریزش با استفاده از تحلیل رفتاری و ایجاد برنامه­های اقدام برای آنها.
  • قیمت­گذاری. مشخص کردن مشتریانی که برای خدمات و محصولات هزینه­های کمتری پرداخت می­کنند.
  • مدیریت ریسک. کوتاه کردن چرخه­ها برای وام­های جدید و پیش­بینی دقیق فرضیات به وسیله تحلیل­های پیشرفته.

بمنظور پشتیبانی از رویکردهای جدید به روابط مشتری، بانک‌ها باید یک مدل عملیاتی داشته باشند که محصولات را بصورت مقرون به صرفه به مشتریان ارائه می­کند و با تغییرات سریع نیازهای مشتریان، خود را با آخرین نوآوری­ها منطبق می­کند. یک راه مؤثر برای سازگاری با نوآوری بکارگیری یک مدل عملیاتی است که همکاری و تعامل را میسر می­سازد.

ستون چهارم یک برنامه تحول دیجیتال مقابله با تغییرات فرهنگی و سازمانی است. تزریق یک ذهنیت دیجیتال به یک فرهنگ سنتی بانکداری می تواند چالش برانگیز باشد و باید مدیریت شود. موفقیت در این زمینه به مدیریت ارشد و میزان تعهد آن به تغییرات ساختاری وابسته است. تحول دیجیتال باید به روشنی بعنوان یک اولویت راهبردی در نظر گرفته شود و بودجه مناسب، دانش موردنیاز، باز بودن راه­های چابک و تمایل به ریسک برای آن پیش بینی شود.

منبع:

“bcg, 2018”, Global Corporate Banking 2018: Unlocking Success Through
Digital


[۱] – front-to-back

دیدگاه خود را بنویسید